مرتضى مطهرى

28

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

براى حركت شده است . بعد دربارهء اين مطلب بحث خواهيم كرد . تعريف افلاطون از حركت حال تعريفى از افلاطون و نيز از فيثاغورس نقل مىكنند . ملاصدرا مىگويد كه افلاطون حركت را اينچنين تعريف كرده است : « الحركة خروج عن المساواة » ؛ حركت يعنى بيرون شدن از برابرى و به تعبير امروز خارج شدن از حالت يكسانى . يك وقت دو شىء را با هم مقايسه مىكنيم و مىگوييم ايندو يكسانند و يك وقت است كه يك شىء را در دو حال و دو « آن » در نظر مىگيريم و مىگوييم حالش با گذشته‌اش يكسان است . اين يكسانى « سكون » است . نايكسانى ، اين كه شىء در دو حال ، در دو وقت و در دو « آن » يكسانى خود را از دست بدهد ، اين خروج از يكسانى همان حركت است . البته جمله‌اى كه از افلاطون نقل كرده‌اند بيش از اين نيست كه حركت خروج از يكسانى است ولى به اين جمله ، جملهء ديگرى را افزوده‌اند و گفته‌اند كه مقصود افلاطون همين بوده است . چون اگر تا همين مقدارى كه نقل كرديم بگوييم ، اين تعريف شامل حدوثهاى دفعى هم مىشود : يك شىء اگر نباشد و بعد وجود پيدا كند از يكسانى خارج شده است ؛ حالِ اولش عدم بود و حال دومش وجود است . مىگويند نه ، مقصود افلاطون از « خروج از يكسانى » اين است كه در مدتى از زمان در هر آنى كه حال شىء را در نظر بگيريم با آنِ قبل يكسان نيست . بنابراين اين جهت را بايد اضافه كنيم . پس در واقع اين‌طور است كه حركت يعنى اينكه شىء به اين حالت است كه در هر آن از آناتِ وجودش كه آن را در نظر بگيريم با آنِ قبل يكسان نيست . پس نايكسانى به اين شكل مورد نظر اوست . تعريف منسوب به فيثاغورس تعريفى از فيثاغورس نقل شده كه البته منسوب به فيثاغورس است « 1 » . فيثاغورس هم .

--> ( 1 ) . مِثل افلاطونىها كه افلاطونىهاى جديد داريم كه در دوره‌هاى بعد ( تقريباً در حدود هزار سال بعد از افلاطون ) مكتب افلاطون را احيا كردند و چون پيرو مكتب افلاطون بودند گاهى حرفهاى آنها با حرفهاى خود افلاطون مخلوط شده است ، همين‌طور گاهى سخن فيثاغورسىها با سخن خود فيثاغورس مخلوط شده است . فيثاغورس دوره‌اش خيلى اقدم است و از سقراط و افلاطون هم اقدم است . بعدها گروهى پيدا شدند كه آنها را « فيثاغورسىهاى جديد » مىناميدند . حال معلوم نيست كه آنچه از قول فيثاغورس در باب حركت نقل شده است از خود اوست و يا از اتباع فيثاغورس است .